رد کردن لینک ها

اشتراک گذاری

کارگاه انتقال تجربه حمید جبلی

«بهترین شغل دنیا شغلی است که از آن لذت ببرید، حالا اگر بابت این شغل لذت‌بخش، پولی هم بگیرید که این لذت، چندین برابر می‌شود.»

این جمله یکی از چندین جمله طلایی است که حمید جبلی خطاب به هنرجویان نوجوان تئاتر بیان کرد.

این هنرمند عصر روز شنبه 8 آذر ماه میهمان هنرجویان نوجوان مدرسه سینما تئاتر هنرهفتم بود. او در این جلسه دوستانه نکاتی را درباره انتخاب رشته، دشواری‌های کار هنری،  بهانه نیاوردن از سختی‌ها و … خطاب به این هنرجویان بیان و بخش کوچکی از خاطرات دوره نوجوانی خود را در کانون پرورش فکری مرور کرد.

جبلی در آغاز صحبتش از این موضوع سخن گفت که برای نسل‌های گذشته، انتخاب شغل اصلا معنایی نداشت و شغل، یک موضوع موروثی بود اما بعد از مدتی نسل‌های جوان تصمیم گرفتند مستقل شوند و مشاغل تغییر شکل داد و سال‌هاست که دیگر کسی به شغل پدر و مادرش کاری ندارد. بلکه هر کس به دنبال علاقه خود می‌رود و اینجاست که مشکل شروع می‌شود چون بچه‌ها یک شغل می‌خواهند و پدر و مادرشان شغل دیگری که معمولا هم پزشکی یا مهندسی است چون پدر و مادرها فکر می‌کنند این شغل‌ها آبرومند هستند و فرزندشان با داشتن چنین شغلی که درآمد خوبی هم دارد، خوشبخت خواهد شد اما مساله اینجاست که فرزندان با پدر و مادرها هماهنگ نیستند!

فقط ظاهر یک شغل را نبینید

بعد از این مقدمه، هنرجویان پرسیدند در چنین مواردی که با خانواده‌هایشان اختلاف عقیده دارند، چه باید کنند؟

در پاسخ به این پرسش، حمید جبلی توضیح داد: اول باید ببینید خود آن شغل را دوست دارید یا حواشی‌اش را چون معمولا ما یک وجه ظاهری از هر شغل می‌بینیم که با واقعیت آن متفاوت است. مثلا تصور عمومی این است که کسی که شغلش خلبانی است، لباس شیک می‌پوشد یا کسی که فوتبالیست است، مدام عکسش روی جلد مجلات می‌رود و … بچه‌های جوان عموما این را در نظر نمی‌گیرند که فقط ظاهر یک شغل مهم نیست، بلکه هر یک از این مشاغل سختی‌های خود را دارد که ممکن است مناسب آن نوجوان نباشد. بنابراین اولین نکته این است که ببینیم توانایی و علاقه واقعی ما به کدام سمت و سو است.     

سوال بعدی هنرجویان این بود که وقتی با مخالفت پدر و مادر رو به رو می شویم، چگونه آنها را قانع کنیم؟

جبلی در پاسخ به این پرسش گفت: نکته بسیار مهمی که نوجوانان در سن انتخاب رشته باید در نظر بگیرند، این است که دور و بر خود را نگاه کنند و ببینند چقدر لیسانس بیکار داریم یا فارغ‌التحصیلانی که در شغلی غیر مرتبط با رشته تحصیلی‌شان کار می‌کنند چون تصور این افراد از رشته مورد نظرشان نادرست بوده یا آن رشته را به زور خوانده‌اند یا رشته‌ای انتخاب کرده‌اند که کم طرفدار و کم کاربرد است. مثلا در حال حاضر 4 هزار مهندس کشاورزی بیکار داریم.

این هنرمند که در کنار فعالیت‌های بازیگری‌اش در شاخه‌های دیگری مانند صداپیشگی و تئاتر عروسکی هم فعال است، به هنرجویان نوجوان گفت: شما در سن بسیار مهمی هستید. معمولا افراد وقتی دیپلم می‌گیرند تازه به فکر انتخاب رشته می‌افتند اما این روزها هنرستان‌ها و آموزشگاه‌های زیادی فعال هستند و نوجوانان می‌توانند با قرار گرفتن در فضای این آموزشگاه‌ها، علاقه و استعداد خود راکشف کنند.

همه رشته‌های هنری فریبنده‌اند

حمید جبلی که به عنوان یک عکاس و نقاش حرفه‌ای هم شناخته می‌شود، اضافه کرد: همه رشته‌های هنری فریبنده‌اند. همه فکر می‌کنند می‌توانند مثل گلزار باشند و عکس‌شان روی جلد مجلات برود اما نمی‌دانند بازیگر شدن نیازمند تلاش بسیار است و آدم باید در برابر شکست‌ها، مقاوت کند و شاید اصلا خیلی از علاقه‌مندان، در این کار موفق نشوند.

برخی از هنرجویان در ادامه جلسه این موضوع را مطرح کردند که هنرستان‌های ما بیشتر آموزش‌های تئوری دارند و چیزی را به صورت عملی به هنرجوها یاد نمی‌دهند. حمید جبلی درباره این مساله توضیح داد: ممکن است هنرستان، خوب نباشد ولی به طور مثال اگر کسی بخواهد نوازنده شود، درس‌های دبیرستان، فقط وقتش را می‌گیرد. البته همه ما به یک سواد پایه‌ای نیاز داریم و درس‌هایی مانند شیمی و ریاضی و … هم در زندگی به دردمان می‌خورد اما وقتی کسی به طور تخصصی، رشته ریاضی را انتخاب می‌کند، دیگر وارد دنیای آن می‌شود و چیزهایی را یاد می‌گیرد که به درد رشته مهندسی می‌خورد. به هر حال شما باید پدر و مادرتان را قانع کنید و به آنها نشان دهید که استعداد و توانایی کارهنری را دارید.

باید واقعیت را بپذیریم!

او البته به هنرجویان این موضوع را هم گوشزد کرد که: باید واقعیت را بپذیریم و تخیلات‌مان را کنار بگذاریم. بهترین شغل عالم، شغلی است که از آن لذت ببرید. وقتی بابت این شغل، پولی هم بگیرید، دیگر بیشتر خوشحال می‌شوید. این موضوع را هم در نظر داشته باشید که حتی دو برادر هم که در یک خانواده بزرگ شده‌اند، علاقه و استعدادشان متفاوت است. بنابراین پیدا کردن علاقه و استعداد واقعی‌مان خیلی مهم است. ضمن اینکه حاضریم به خاطر علاقه‌مان چقدر تلاش کنیم.

بودن در فضای دانشگاهی مهم است

موضوع دیگری که هنرجویان درباره آن پرسش داشتند، وارد شدن به دانشگاه بود و اینکه تحصیلات دانشگاهی چقدر به افراد کمک می‌کند تا هنرمندان بهتری شوند؟

حمید جبلی در پاسخ به این دغدغه گفت: تنها خوبی دانشگاه این است که جایی قرار می‌گیریم و عده کثیری در زمینه مشترک، کار می‌کنند ولی کل کتاب‌های رشته سینما را در سه ماه می‌توان خواند اما قرار گرفتن در آن موقعیت و فضای آموزشی، مهم است. در کنار اینها، تمرین و موقعیت دانشگاه را هم باید جدی گرفت.

در هر کاری بهترین باشیم

این هنرمند که از دوره نوجوانی در کانون پرورش فکری آموزش دیده است، با یادآوری خاطراتی از دوره آموزشی خود در این مکان ادامه داد: در 13 سالگی هنرجوی کانون شدم. آن زمان مدارس ما دو شیفته بود و من در فاصله بین دو شیفت، در کلاس‌های کانون شرکت می کردم. پولی را که برای بلیت اتوبوس به من می‌دادند، نصف نان بربری می‌خریدم و به عنوان ناهار می‌خوردم و پیاده به مدرسه می‌رفتم. یعنی تلاش خیلی مهم است. اگر می‌خواهیم کاری را انجام دهیم، باید پشتکار زیادی داشته باشیم و بتوانیم در آن کار، بهترین باشیم.

حرفه‌ای باشیم

جبلی با همان لحن طنز همیشگی خود به هنرجویان گفت: همیشه می‌گویم خدا کند اگر دزدی هم به خانه آدم آمد، حرفه‌ای باشد. یعنی حرفه‌ای بودن، این اندازه مهم است. مثلا در موسیقی فیلم «از کرخه تا راین»، یک نفر سوت می‌زند و دستمزدش به اندزه بقیه نوازنده‌هاست! چون در کارش کاملا حرفه‌ای است. این گونه متخصصان در دنیا مهم هستند. بنابراین خوب است در هر کاری بهترین باشیم نه اینکه یک شغل عالی را انتخاب کنیم ولی در آن دسته چندم باشیم.

نمی‌توان آن سال‌های تمرین را ندیده گرفت

حمید جبلی در کارنامه بلند بالای هنری‌اش، تجربه ساخت دو فیلم «پسر مریم» و «خواب سفید» را هم دارد. برخی از هنرجویان درباره «خواب سفید» پرسش‌هایی داشتند و می‌خواستند بدانند جبلی چگونه با یک ایده ساده و کم‌خرج، فیلمی تاثیرگذار و جذاب ساخته است؟

کارگردان مورد نظر ما به این هنرجویان گفت: اگر مسابقات وزنه‌برداری را دیده باشید، می‌دانید هر وزنه‌بردار، وزنه را به مدت 10 تا 20 ثانیه بالا نگه می‌دارد و سالی یک بار می‌تواند این کار را انجام بدهد و و بابت آن دستمزد خیلی بالایی هم می‌گیرد. اما برای همان 10 ثانیه نگه داشتن وزنه، روزی 10 ساعت تمرین می‌کند. من هم از سال 52 کار کرده‌ام و بعد از نزدیک به سی سال یک فیلم نود دقیقه‌ای ساخته‌ام. نمی‌توان آن سال‌های تمرین را ندیده گرفت. در واقع این فیلم نتیجه 30 سال تلاش است.

پنجاه سال و یک دقیقه کار پیکاسو

او مثال دیگری هم در این زمینه زد: پیکاسو یک دقیقه‌ای نقاشی می‌کشید و بابت آن پول زیادی می‌گرفت اما فقط آن یک دقیقه نیست. مساله اینجاست که پنجاه سال و یک دقیقه کار پشت آن است. یعنی باید بدانیم هر کاری یک پشتوانه می‌خواهد.

هنرمند متوسط به درد نمی‌خورد

جبلی از این موضوع هم صحبت کرد که ما این روزها حجم زیادی از تصویر می‌بینیم و با تصویر بزرگ شده‌ایم و به همین دلیل، تصویر دیگر برای‌مان ارزشمند نیست و در این فضا همه فکر می‌کنند کار هنری بلدند چون سابقه این کارها را نمی‌دانیم. اگر چنین بود که ارکستر سمفونیک را به یک ساز فروش در خیابان سیروس می‌سپردند که همه سازها را می‌فروشد! در حالیکه یک نوازنده روزی دست کم ده ساعت تمرین می‌کند. ما هم باید در ذهن‌مان واقعیت و سابقه آن هنرمند را در نظر بگیریم و ببینیم آیا ما هم مثل او حوصله داریم روزی ده ساعت تمرین کنیم و بعد ببینیم جزو شاخص‌ها می‌شویم یا متوسط‌ها. هنرمند متوسط به درد نمی‌خورد. لازم نیست ده تا خواننده متوسط داشته باشیم. مهم این است که یک هنرمند خوب در حد استاد شجریان داشته باشیم.

برای حال خودم می‌نویسم

حمید جبلی که در این سال‌ها چند کتاب در حوزه داستان و نمایشنامه هم نوشته درباره این گونه فعالیت‌های خود هم توضیح داد: چرا ادعای نویسندگی نمی‌کنم؟ چون می‌دانم بهتر از من هستند و چون برای حال خودم و دل خودم می‌نویسم، ادعایی هم در این زمینه ندارم.

همه هنرها زاییده یک سرچشمه‌اند

هنرجویان درباره تاثیر رشته‌های مختلف هنری بر یکدیگر پرسیدند که حمید جبلی در این زمینه گفت: همه کارهای هنری به همدیگر مربوط است. اگر کارگردانی بازیگری را بشناسد و مسایل فنی را بداند، در کارش خیلی راحت‌تر است و همکارانش سرش کلاه نمی‌گذارند. در سینما همه هنرها وجود دارد ادبیات اصل آن است و به همین دلیل به آن ادبیات دراماتیک می‌گوییم. بنابراین کارگردان باید عکاسی بداند، کادرها را بشناسد، تئاتر را بفهمد چون بخش بازیگری به تئاتر مربوط می‌شود. ترکیب رنگ به نقاشی مربوط است. برای شناخت ریتم، هم باید موسیقی را بشناسد. همه اینها به یکدیگر مربوط هستند و همه زاییده یک سرچشمه‌اند و این چنین است که هنرمندی مانند عباس کیارستمی هم نقاش است و هم عکاس و فیلمساز و …

آنها که نتوانند با واقعیت کنار بیایند، مانند دایناسورها از بین می‌روند

در ادامه این نشست، هنرجویان درباره محدودیت‌های کار هنری در ایران پرسیدند و جبلی به آنان پاسخ داد: می‌گویند هوش در این است که خود را با شرایط تطبیق دهیم. اول باید واقعیت را بپذیریم و بعد با آن کنار بیاییم. آنها که نتوانند با واقعیت کنار بیایند، مانند دایناسورها از بین می‌روند. اگر بخواهیم از شرایط شاکی باشیم، همه دوره‌ها سختی‌های خود را دارد. دومین کاری که می‌توانیم انجام دهیم، این است که اگر توان داریم، شرایط را برای خودمان عوض کنیم.

هنر، جهانی نیست بلکه بومی است

بازیگر فیلم «زیر درخت هلو» به این نکته اشاره کرد که کار هنری، امری بومی است: مسایل هنری، برخلاف پزشکی و فنی جهانی نیست بلکه فرهنگی و بومی است. ما بازیگری بهتر از بهروز وثوقی نداشتیم اما در کدام تئاتر و یا فیلم دیده‌اید که حتی نقش سوم را بازی کند؟! چون هنر، جزیی از فرهنگ است و هر کسی باید در فرهنگی که بزرگ شده، کار هنری انجام دهد چون لازم است که آن را از فیلتر خود عبور دهد.

او مثال دیگری هم زد: حتی فیلمسازی مانند امیر نادری که در ایران درخشان است، وقتی به آمریکا رفت، فیلمش طوری است که انگار در ایران یا مثلا اهواز رخ می‌دهد چون مسایل و فرهنگ آمریکا را نمی‌شناسد.

در هنر به دنبال استثناء و تفاوت هستیم

وقتی می‌خواهی درباره احساس آدم‌ها صحبت کنی باید آن جغرافیا را بشناسی. نمی‌توان یک قصه جنوبی را در ترکمن صحرا ساخت چون خورده فرهنگ‌های ما با یکدیگر متفاوتند.

جبلی از تفاوت دیگر هنر با علوم هم سخن گفت: هنر نه تنها بومی است بلکه فرد به فرد هم تغییر می‌کند. اصولا در هنر به دنبال استثناء و نگاه متفاوت هستیم. تمام سبک‌های هنری را کسانی پایه‌گذاری کردند که متضاد با گذشتگان می‌اندیشیدند.

او بار دیگر بر این نکته تاکید کرد که نمی‌توان همه چیز را به گردن شرایط انداخت: « می‌توانیم همه مسایل را به دیگران نسبت دهیم و خود را تابعی از شرایط بدانیم مثل آدمی که در دریای متلاطم روی تخته پاره‌ای بنشیند و بگوید به من چه! مهم نیست که چه کسی در این شرایط مقصر است. اگر دنبال مقصر باشد، طبیعتا غرق خواهد شد ولی متاسفانه در کشور ما این فرهنگ دارد باب می‌شود که همه چیز را گردن شرایط بیندازیم. اگر دویست سال پیش زندگی می‌کردیم، مشکلاتی مانند آدم خوارها وجود داشت. بنابراین باید از فرصت‌هایمان استفاده کنیم.

عمر ما نسبت به تاریخ به اندازه بال زدن یک مگس است

جبلی پدیده به دنیا آمدن را پدیده شگفت‌انگیز خواند و ادامه داد: هر یک از ما بین چندین میلیارد امکان به دنیا آمدن، به دنیا آمده‌ایم در مقطعی از تاریخ. 4 میلیارد سال از ابتدای جهان گذشته و همین حدود زمان هم باقی مانده است. ما هم این میان اجازه را داریم یک لحظه دنیا را بچشیم. عمر ما نسبت به تاریخ به اندازه بال زدن یک مگس است. آیا می‌توانیم بی‌تفاوت باشیم و بگوییم به ما چه؟ شما فکر می‌کنید نوجوان هستید و سال‌های زیادی در پیش دارید ولی زمان یک برداشت حسی است. برای یک بچه کوچک، یک ساعت خیلی زیاد است و هر چه سن بالاتر می‌رود، زمان برای آدم کوتاه‌تر می‌شود. پس قدر زمان را بدانید. برای من یک روز، به اندازه یک چشم به هم زدن می‌گذرد ولی جمعه کودکی بسیار کند بود. یادگیری در همین سنین پایین رخ می‌دهد و در سن بالا به هزار و یک دلیل خیلی مشکل می‌شود. بنایران از فرصت‌هایتان خوب استفاده کنید و این را هم بدانید اگر کسی یک استعدادی ندارد، حتما از استعداد دیگری بهره‌مند است.  

به گفتگو بپیوندید